امروز : دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷

تاریخ خبر : ۹۷/۰۷/۰۹
کد خبر : 118055
چاپ خبر :

۲۰ محرّم دفن بدن جُون در کربلا

 بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جُوْن، غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند، در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطّر بود و سپس او را دفن کردند

به گزارش خبرگزاری بیان بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جُوْن، غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند، در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطّر بود و سپس او را دفن کردند. (۱)

جُون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به ۱۵۰ دینار خرید و به ابوذر بخشید.

هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند، این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکّه و از مکه به کربلا آمد.

هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدّت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست.

حضرت فرمودند :
در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت :

ای پسر رسول خدا، هنگامی که شما در راحتی و آسایش بودید من کاسه لیس شما بودم، حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم ؟

جون با خود فکر کرد :

من کجا و این خاندان کجا ؟!

لذا عرضه داشت :
آقای من، بوی من بد است و شرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا ابا عبدالله، لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقای من، از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.

جون می گفت و گریه می کرد به حدّی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.

با آنکه جون پیرمردی ۹۰ ساله بود، ولی بچّه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی و طلب حلالیت آمد، که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند.

هر یک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد و مانند شیری غضبناک روی به آن قوم نا پاک کرد. او جنگ نمایانی کرد، تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند.

هنگامی که روی زمین افتاد، امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشید و فرمودند :

«اللّهُمَّ بَیِّض وَجهَهُ وَ طَیِّب رِیحَهُ وَ احشُرهُ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام : بار الها، رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام محشورش نما.

از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید.

چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منوّر و بویش معطّر بود. (۲)

منابع :
۱. بحار الأنوار ج ۴۵ ص ۲۲، ۷۱. و ..
۲. وسیله الدارین فی انصار الحسین علیه السلام ص ۱۱۵.
سید عطا الله عبدالمنافی

Cloob Facenama Afsaran Google plus Facebook Twitter artabaz Digg Stumble Upon
نظرات

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)

تبلیغات
    • رضا فیروزی: چه جالب!!!آقابجای پاسخ به سوال وییگیری جشنواره کب...
    • رضا فیروزی: 3ماه وشایدهم بیشتر است که از جشنواره کباب میگذرد و...
    • محمدحسين مومني: خداقوت برادر،دست مريزاد بسيجي...
    • رحمان محمدی اصل: از قوه محترم قضائیه بخاطر محاکمه علنی برخی از متهم...
    • parsa: از ایشان انتظاری بیش از این نبود...
    • رضا فیروزی: بنده درپی نفدشخصیت هنری مرحوم اخوان نیستم امااین ...
    • بنده سراپا تقصیر خدا: "اللهم عجل لولیک الفرج" حضرت امام خمینی(س-ره) فرم...
    • رضا فیروزی: ضمن تشکرازبیان بخاطرآگاه کردن انسانهای واقعی ...
    • رضا فیروزی: بختیار راست میگه!!!!!!!!چرا نمیزاریدسر مردموشیره ب...
    • امجدی: امروز جای مرجع بزرگ و فقیه صمدانی مرحوم آیت الله ا...
    • ستاره بخشنده: سلام . اون همه هزینه ای که از مردم و از کبابی ها ...
    • رضا فیروزی: سلام وباتشکر از امام جمعه اگاه وفهیم(الهی100هزار م...
    • رضا فیروزی: سلام/برگزاری این جشنواره هیچ فایده ای برای شهرندار...
    • رضا فیروزی: سلام/برگزاری این جشنواره (جشنواره کباب)هیچ فایده ا...
    • رضا فیروزی: جناب بختیارنماینده محترم!!!!!!!!!!! پیمان نامه(...
    • زهرا: سلام بر شما پدرمهربان :این شعر زیبا برای دل من نوش...
    • رضا فیروزی: به عنوان یک معلول فعال درعرصه هنر(شعرونویسندگی) وو...
    • رضا فیروزی: تابعضیهادست ازاین بگو مگوها وحرفای خاله زنکی برندا...
    • قاسم اشراقی گلپایگانی: دوست عزیز جناب آقای ابراهیمی از اینکه مرتب مرا به ...
    • ابراهیم اابراهیمی: استاد عزیز و گرامی جناب آقای اشراقی عزیز : با عرض...
    • محمد: سلام بهتره است به جای پرداختن به این حرف های بی ا...
    • رضا فیروزی: ازقراین وشواهد برمی آید نامبرده(آقای ضابطی)از مدیر...
    • رضا فیروزی: نکنید اینکارها را(سانجم این کارهاضضرر بیشتر شهر اس...
    • رضا فیروزی: برادرعزیز/دوست محترم /شهامت جنابعالی قابل تحسین اس...
    • محمد: با سلام درود بر حضرت محمد (ص) و ال ایشان همان ب...