امروز : جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷

تاریخ خبر : ۹۷/۰۳/۱۹
کد خبر : 115901
چاپ خبر :

بازی در «بچه‌ مهندس» سفر به دنیای ناشناخته بچه‌ها بود/ داستان ارتباطی با «بابا لنگ‌دراز» ندارد

بازیگر سریال «بچه مهندس» گفت: دنیای فراموش شده کودکان پرورشگاه موضوع بدیع و خاصی بود و فضای پرورشگاه و این نقش برایم سفر به دنیای ناشناخته‌ای بود که به من فرصت کشف می‌داد. فیلم‌نامه بچه مهندس را به جهت اینکه موضوع بکری دارد دوست دارم.

 به گزارش خبرگزاری بیان؛ تجربه مادری آنهم در سریال‌های تلویزیونی که منتسب به ماه رمضان هم هست، تجربه شیرینی است. در بین سریال‌های رمضانی امسال بچه مهندس، فضایی متفاوت را به تصویر می‌کشد و در آن پرورشگاه نقش اساسی و اصلی را بازی می‌کند و هر کدام از بچه‌هایی که در این مکان حضور دارند قصه زندگی خود را دارند. ساناز سعیدی که سال گذشته در سریال «نفس» جلیل سامان نقش یکی از اعضای گروهک‌های منافقین را بازی می‌کرد امسال با حضور متفاوتی در سریال «بچه مهندس» نقشی دیگر را تجربه کرده است. او علاوه بر مادر شخصیت جواد، یکی از مربی‌های پرورشگاه است که طی فراز و فرودهایی که جواد در زندگی‌اش دارد او هم درگیر این اتفاق‌ها می‌شود. با سعیدی درباره حضورش در این سریال صحبت کردیم.

** بعد از تجربه همکاری با جلیل سامان در سریال «نفس» که گروهک‌های منافقین را به تصویر می‌کشید، ‌در ۲ سریال «سارق روح» و «بچه مهندس» حاضر شدید. این دو سریال و بالاخص «بچه مهندس» چه ویژگی‌هایی داشت؟

– دنیای فراموش شده کودکان پرورشگاه موضوع بدیع و خاصی بود و فضای پرورشگاه و این نقش برایم سفر به دنیای ناشناخته‌ای بود که به من فرصت کشف می‌داد. فیلم‌نامه بچه مهندس را به جهت اینکه موضوع بکری دارد دوست دارم. از طرفی موضوع بسیار مهمی در این سریال پرداخته شده است. درباره سریال دیگری که قبل از ماه رمضان از من پخش می‌شد هم باید بگویم، «سارق روح» فیلم نامه‌ای داشت که مرا وادار به تحقیق و کسب اطلاعات می‌کرد تا موقعیت‌های داستان و لایه‌های درونی شخصیت رویا را کشف کنم و از این جهت برایم جذاب بود. کاراکتر رویا موقعیت خاص و ویژه‌ای داشت و من احساس می‌کردم شناخت روان این شخصیت روانشناسی  من را هم تقویت می‌کند. رویا کاراکتری خاکستری است که بنا به اتفاق و شرایط سر از جایی در می‌آورد که شاید با سرشت او در تضاد باشد و همه اینها برایم جذابیت داشت‌.

** شما کاراکتر مربی یک پرورشگاه را ایفا کردید که اتفاقا ارتباط مادر و فرزندی هم با یکی از بچه‌های آنجا دارد؟

– صدیقه مربی پرورشگاه است و بیشتر وقتش را با بچه‌ها می‌گذراند، اما خودش بچه‌دار نمی‌شود. در این بین شوهرش هم به جبهه می‌رود و شهید می‌شود. استنباطی که من از موقعیت او داشتم این بود که خداوند نعمتی را از او می‌گیرد و نعمتی دیگر را جایگزین عشق از دست رفته این زن می‌کند. همزمان شدن آمدن بچه و رفتن شوهرش باعث می‌شود که قلب این زن با بچه و یادگار شوهرش پیوند خورده و او با بچه انس بگیرد. رفته رفته ارتباط مادر و فرزندی بین زن و بچه شکل می‌گیرد و کم کم این دو روی سرنوشت یکدیگر اثر می‌گذارند. درست است که صدیقه مادرانه به این بچه خدمت می‌کند، اما جواد هم باعث رشد شخصیت صدیقه می‌شود. قبل از شروع تصویربرداری سریال به بهزیستی رفته بودم و با یکی از مربی‌های آنجا صحبت می‌کردم و ایشان حرف خیلی قشنگی به من زدند،گفتند وقتی که به خلق خدا خدمت می‌کنیم بیشتر از اینکه ما به آنها کمک کنیم، آنها به ما کمک می‌کنند و باعث رشدمان می‌شوند. دقیقا مصداق گفته ایشان را در روند رشد شخصیت صدیقه در موقعیت‌های مختلف آن دیدم و مهم اینکه طی مسیر بازی در چنین نقش‌هایی خود بازیگر هم از لحاظ روانی رشد می‌کند و من هم قطعا از این قاعده مستثنی نبودم.

** اولین حضورتان در سریال تلویزیونی برای مخاطب خیلی ویژه بود و به دنبال آن دومین تجربه که بسیار دیده شده «بچه مهندس» است. این سریال هم در فضای بعد از سال ۶۰ روایت می‌شود. برای شما که فکر می‌کنم متولد دهه ۶۰ هستید حضور در چنین فضاهایی که خودتان در آن سالها نبودید، چطور تعریف می‌شود؟

– اتفاقا چون در آن دوره نبودم بیشتر کنجکاوم که بدانم در آن دوره به هموطنانم چه گذشته است. بنا به ضرورت نقش برخورد عملی و تحقیقات میدانی داشتم. دیدن عکس‌ها و مرور اطلاعات مربوط به آن زمان و از همه مهمتر اطلاعاتی که خود فیلم‌نامه می‌دهد مرا در این راه کمک کرد، همچنین هم صحبتی با افرادی که در آن دوره تاریخی زندگی کردند بخصوص اینکه جنگ عوارضی داشته و این عوارض دامن خیلی از خانواده‌ها و بستگان ما را هم گرفته است، ‌عوارضی که شاید تا به امروز هم  ادامه داشته است. حالا اینکه از لحاظ روحی و روانی چه بر سر این خانواده‌ها می‌آید وآشنایی با احساسات و عواطف این عزیزان هم به من خیلی کمک کردتا بتوانم این نقش را ایفاکنم.

** اصولا بازی در این ژانر از سریال‌سازی را دوست دارید؟

– در درجه اول فیلمنامه و داستان باید جذاب و پرکشش باشد و خب معمولا نقش هایی را دوست دارم که من را به چالش بکشد و باعث شود بیش‌تر تجربه کنم و بیش‌تر یاد بگیرم. ژانر مربوطه برایم اهمیت زیادی ندارد.

** در «بچه مهندس» به عبارتی راوی داستان هستید و دانای کل. اما در کنارش اتفاق‌های زیادی می‌افتد که صدیقه در آنها راوی نیست! به نظرتان می‌توان گفت صدیقه راوی کل سریال است؟ یا نه فقط درباره بخش مربوط به زندگی خودش راوی است؟

– باتوجه به نوع طراحی میزانسن‌ها، کارگردانی و شیوه اجرایی کار صلاحدید کارگردان اینطوربوده که صدیقه دانای کل باشد امابه نظرمن صدیقه تا حدودی دانای کل است.

** قصه این سریال شبیه به رمان‌های معروفی مثل بابا لنگ دراز و کوزت است.  به نظر شما در قصه «بچه مهندس» پرداخت خوبی از این رمان‌ها صورت گرفته است؟

– راستش را بخواهید با حرف شما موافق نیستم و به نظرم این نتیجه‌گیری با توجه به اینکه هنوز این کار تمام نشده زود است و باید تا پایان کار را تماشا کنیم و بعد جمع بندی  درستی داشته باشیم .فاز دو و سه این سریال هنوز پخش نشده و هنوز سرنوشت این بچه‌ها را ندیدیم. به نظرم الان برای هر تحلیل و قضاوتی زود است و اصلا به نظرم اقتباس معنی دیگری می‌دهد.

** یکی از جذابیت‌ها و البته سختی‌های بازی در این سریال، هم بازی شدن با کودکان خردسال است. رابطه‌تان با یونا تدین بازیگر نقش جواد جوادی و دیگر بچه‌ها چطور بود؟

– من عاشق بچه‌ها هستم چون صداقتشان مختص به خودشان و ستودنی است. به اعتقاد من بچه ها سرمایه های ما هستند و واقعا آینده ساز هستند.شخصا در این سریال فقط و فقط در کنار بچه‌ها لذت بردم و از آنها آرامش گرفتم. رابطه بسیار خوبی با هم داشتیم و برایم تجربه بسیار جذابی بود. برای یونای عزیز و همه بچه‌های دوست داشتنی هنرمند این سریال آرزوهای بهترین‌ها را دارم.

** از پیشرفتی که تا به حال در بازیگری داشتید راضی هستید؟

– تازه اول راه و در حال رشد هستم و در حال تجربه و یادگیری ام .آنقدر باید آزمون و خطا کنم تا بیش‌تر یاد بگیرم و تلاش می‌کنم که درست در مسیرم قرار بگیرم و این برایم خیلی اهمیت دارد.

** در این سریال نقش مادری را بازی می‌کنید که تا به حال و با توجه به سن و سالتان تجربه حضور در چنین نقشی نداشتید. چطور تجربه‌ای بود؟
– مادر بودن اتفاق بسیار بزرگی است. قطعا کسی که مادر هست تجربه عظیمی را پشت سر گذاشته و به خودشناسی عمیقی از خودش می‌رسد. من و صدیقه پا به پای هم احساسات مادرانه را کشف کردیم. صدیقه بچه‌دار نمی‌شود و بنا به شرایطی که برایش ایجاد می‌شود می‌خواهد به طور اختصاصی برای بچه‌ای مادری کند و اینکه اصلا چه اتفاقی می‌افتد که این بچه نسبت به بقیه بچه‌ها برایش خاص می‌شود؟ صدیقه احساساتش نسبت به بچه مهمان که یادگاری و امانت از شوهرش میداند را رفته رفته کشف می‌کند و من هم پا به پای او احساسات مادرانه را کشف کردم و  باید بگویم همراه هم از لحاظ روانی رشد کردیم.ما به عنوان بازیگر تحقیق کرده و نشانه‌هایی را پیدا کرده و سعی می‌کنیم شبیه به مادرها رفتار کنیم. من هم تلاش کردم تا نشانه‌های مادر را در نقش صدیقه پیاده کنم.

** شما دو ماه رمضان پیاپی سریال‌هایی را روی آنتن داشتید و آن هم جزو نقش‌های اصلی بودید. فکر می‌کنید این از خوش شانسی شما است یا نه؟

– اینکه تلویزیون در ماه رمضان بیشترین تعدادبازدیدکنندگان را دارد خوشحال کننده است و ما هم بیشترین بازخوردها را می گیریم از مردم عزیزی که به ما و کار ما معنا می‌دهند چون ما کار را برای مردممون میسازیم و دوست داریم همه این عزیزان از کار ما لذت ببرند.

از همه بازیگرانی که در سریال «بچه مهندس» افتخار همکاری با آنها را داشتم واقعا ممنونم و از تک تک شان تشکر می‌کنم. تشکر از آقای علی غفاری کارگردان عزیز  و انسان شریف و مهربان و صبور. یک تشکر ویژه دارم از آقای سعید سعدی تهیه کننده محترم این سریال که به معنای واقعی نگذاشتند ما تحت فشار سختی‌های کار قرار بگیریم. صمیمانه از آقای سعدی بزرگوار تشکر می‌کنم. تشکر از همه عوامل آقای شیخی و گروه زحمت کش فیلمبرداری، آقای شهیری نازنین و گروه خستگی ناپذیر صحنه، آقای بابایی وگروه مهربان گریم، آقای تهرانی و گروه صبور صدابرداری، خانم عیوضی دوست داشتنی وگروه عزیز لباس، ناصرفخری که برای تدوین کار خیلی زحمت کشید، نویسنده محترم آقای سجاد ابوالحسنی ،آقای سعید نقدزاده برنامه ریز محترم و آقای جواد کاسه ساز و گروه خستگی ناپذیر کارگردانی که خیلی همراه بودند ، آیلار تقوی منشی صحنه نازنین ، عکاس امین مرادی، تشکر از صداگذار آقای مهرشاد ملکوتی ، آقای بحری پر تلاش و گروه زحمت کش  تدارکات ، آقای سلیمانی همراه و گروه کوشای تولید و همه کسانی که در ساخت این سریال تلویزیونی همراهی کردند.  همچنین لازم می‌دانم از آقای احمد معظمی کارگردان سریال «سارق روح» تشکر کنم و تشکر از همه عوامل، بازیگران همراه، آقای سیامک راشدی نازنین که صادقانه زحمت کشیدند، آقای سیامک مهماندوست ، آقایان محترم ابوالفضل صفری و مرتضی متولی ، آقای دکترمرتضی اصفهانی عزیز که خیلی در تحقیقات تئوری به من کمک کردند، فهیمه کمالی عزیزم، گروه محترم کارگردانی ، آقای رضا تقوی مهربان وگروه زحمت کش فیلمبرداری، آقای آهنگرانی صبور وگروه خستگی ناپذیر صحنه،خانم مهدیه اعرابی نازنین و گروه عزیز گریم، آقای یارند پور عزیز و گروه صبور صدابرداری، خانم آناهیتا اقبال نژاد مهربان وگروه عزیز لباس، نویسنده محترم آقای هومان فاضل، سحر ضیایی عزیز منشی صحنه، عکاسان عزیز پردیس و یوسف عبدالرضایی، تشکر از صداگذار ، گروه زحمت کش  تدارکات گروه محترم تولید و همه کسانی که در ساخت این سریال تلویزیونی همراهی کردند.

Cloob Facenama Afsaran Google plus Facebook Twitter artabaz Digg Stumble Upon
نظرات

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)

تبلیغات
    • رضا فیروزی: چی بگم؟؟؟؟!!!!!!(پنهان خورید باده که تعزیرمیکنند)ب...
    • رضا فیروزی: چه جالب!!!آقابجای پاسخ به سوال وییگیری جشنواره کب...
    • رضا فیروزی: 3ماه وشایدهم بیشتر است که از جشنواره کباب میگذرد و...
    • محمدحسين مومني: خداقوت برادر،دست مريزاد بسيجي...
    • رحمان محمدی اصل: از قوه محترم قضائیه بخاطر محاکمه علنی برخی از متهم...
    • parsa: از ایشان انتظاری بیش از این نبود...
    • رضا فیروزی: بنده درپی نفدشخصیت هنری مرحوم اخوان نیستم امااین ...
    • بنده سراپا تقصیر خدا: "اللهم عجل لولیک الفرج" حضرت امام خمینی(س-ره) فرم...
    • رضا فیروزی: ضمن تشکرازبیان بخاطرآگاه کردن انسانهای واقعی ...
    • رضا فیروزی: بختیار راست میگه!!!!!!!!چرا نمیزاریدسر مردموشیره ب...
    • امجدی: امروز جای مرجع بزرگ و فقیه صمدانی مرحوم آیت الله ا...
    • ستاره بخشنده: سلام . اون همه هزینه ای که از مردم و از کبابی ها ...
    • رضا فیروزی: سلام وباتشکر از امام جمعه اگاه وفهیم(الهی100هزار م...
    • رضا فیروزی: سلام/برگزاری این جشنواره هیچ فایده ای برای شهرندار...
    • رضا فیروزی: سلام/برگزاری این جشنواره (جشنواره کباب)هیچ فایده ا...
    • رضا فیروزی: جناب بختیارنماینده محترم!!!!!!!!!!! پیمان نامه(...
    • زهرا: سلام بر شما پدرمهربان :این شعر زیبا برای دل من نوش...
    • رضا فیروزی: به عنوان یک معلول فعال درعرصه هنر(شعرونویسندگی) وو...
    • رضا فیروزی: تابعضیهادست ازاین بگو مگوها وحرفای خاله زنکی برندا...
    • قاسم اشراقی گلپایگانی: دوست عزیز جناب آقای ابراهیمی از اینکه مرتب مرا به ...
    • ابراهیم اابراهیمی: استاد عزیز و گرامی جناب آقای اشراقی عزیز : با عرض...
    • محمد: سلام بهتره است به جای پرداختن به این حرف های بی ا...
    • رضا فیروزی: ازقراین وشواهد برمی آید نامبرده(آقای ضابطی)از مدیر...
    • رضا فیروزی: نکنید اینکارها را(سانجم این کارهاضضرر بیشتر شهر اس...
    • رضا فیروزی: برادرعزیز/دوست محترم /شهامت جنابعالی قابل تحسین اس...